Tuesday, July 11, 2006

GOD(برای حنیف عزیز)


خدا: بگذار اینگونه بگویم،من همواره در زندگی تو هستم،در هر راهی.اما هنگامی که کارهایی میکنی مانند آنکه از ته دل لبخند میزنی،عشق می ورزی،می خوانی،پایکوبی می کنی یا می نویسی،نسبت به حضور من هشیارتر می شوی .این والاترین تعبیر از من است.هنگامی که این ویژگی ها را ابراز می کنی،مرا ابراز می کنی،این را به معنای حقیقی کلمه می گویم.تو مرا ابراز میکنی،یعنی مرا ]در وجود خودت[ پدیدار میکنی.
تو مرا از وجود خود-یعنی جایی که همیشه سکنی دارم-بیرون می آوری وبه نمایش می گذاری.بدین ترتیب به نظر می رسد که ((من پدیدار شده ام)).حقیقت آنست که من همواره حضور دارم،اما تو فقط در این لحظات نسبت به حضورم آگاه می شوی
...
خدا:برای اینکه دوستی واقعی با من داشته باشی،نه دوستی ساختگی،چه باید بکنی؟
من:نمیدانم،مطمئن نیستم.
خدا:می دانم مطمئن نیستی اما اگر فکر می کردی می دانی آنگاه پاسخ تو چه بود؟
من:گمان میکنم،باید به تو اعتماد کنم.
خدا: بسیار خوب،شروع خوبی است.
من: گمان می کنم، باید دوستت بدارم.
خدا: عالیست! ادامه بده.
ادامه بدهم؟
ادامه بده
دیگر نمی دانم چه بگویم
به جز اعتماد کردن ودوست داشتن دوستان خود،نسبت به آنها چه می کنی؟
سعی می کنم،زیاد در کنارآنها باشم.
دیگر چه؟
سعی میکنم برای آنها کاری انجام دهم.
تا دوستی آنها را بدست آوری؟
نه،برای آن که دوست آنها هستم.
عالیست!دیگر چه؟
نمی دانم
اجازه می دهی برای تو کاری انجام دهند؟
تا آنجا که ممکن است،خواسته های خود را محدود می کنم.
چرا؟
چون می خواهم آنها دوست من باقی بمانند.
به نظر تو برای نگاه داشتن دوست نیاید از او خواسته ای داشت؟
بله!چنین فکر می کنم،دستکم چنین آموخته ام.سریعترین راه از دست دادن دوست
تحمیل کردن است
نه این سریعترین روش برای شناخت دوست است
شاید...
شاید نه،بی تردید!دوست،کسی است که نمی توان به او تحمیل کرد،سایرین آشنا هستند.
وای چه قوانین سختی!
اینها قوانین من نیستند تعاریف تو هستند.تو آنها را از یاد برده ای ودر نتیجه در مورد دوستی گیج شده ای.دوستی حقیقی همچون چینی آلات گرانبها نیست که نباید استفاده شود که مبادا بشکند.دوستی حقیقی مانند ظروف نشکن است،هر چه از آن استفاده کنی نمی شکند.

5 Comments:

At 5:39 PM, Anonymous Anonymous said...

موفق موید باشی

 
At 1:29 PM, Anonymous سامـان said...

جان کاوه از این دیالوگوای «من-خودآ»، «من-فرشته» خوندم، که دیگه برام تکراری تکراری شده. نوآوری کن مهربان! کار کلیشه‌ای نکن

 
At 4:07 PM, Anonymous حنیف said...

ممنون از اینکه این حقیر را قابل دانستی...
ممنون از اینکه نگاه جز گرای خود را فدای کل نگری من کردی...

 
At 4:15 PM, Anonymous حنیف said...

چه خدای ملوسی داری رام و حرف گوش کن .چه مظلوم است خدای ما که به ساز ما میرقصد...

 
At 11:49 PM, Anonymous حنیف said...

خدای دیگری ساز کن امشب میخواهم خدای دیگری اختیار کنم

 

Post a Comment

<< Home